تبلیغات
خودمونی - من گرفتم تو نگیر

خودمونی

خدایا مبادا از اون ادمایی باشم که هیچ وقت نرسم ؟؟

دوشنبه 31 مرداد 1390

من گرفتم تو نگیر

نویسنده: حامد   طبقه بندی: شعر، 

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر
من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم

زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
خر همسر شده ام

می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر



ایرج میرزا

نظرات() 
foot pain identifier
یکشنبه 4 تیر 1396 07:08 ب.ظ
Hello, Neat post. There's a problem with your website in internet explorer,
would check this? IE nonetheless is the market chief and a big element of people will omit your fantastic writing
due to this problem.
http://vivabednarek.weebly.com/blog/hammertoe-treatments
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 12:34 ب.ظ
excellent put up, very informative. I ponder why the other specialists of this sector do not realize this.
You should continue your writing. I'm sure, you've a huge readers' base already!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 12:20 ق.ظ
I really like it whenever people come together and share thoughts.
Great blog, stick with it!
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:25 ق.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find many of your post's
to be precisely what I'm looking for. Do you offer guest writers to write content for you personally?
I wouldn't mind creating a post or elaborating on a lot of the subjects you write concerning here.
Again, awesome weblog!
رها
یکشنبه 20 شهریور 1390 08:40 ق.ظ
الان چرا نمیای وبم...؟
فرار از کجا؟
من که هرجا رفتم ادرسمو بهت دادم...
mari
یکشنبه 6 شهریور 1390 11:44 ب.ظ
نچایی حامد خان.
همچین میگه انگار مردا مظلوم کربلان.
اه اه.مردای زورگوی خود شیفته.
پاسخ حامد : تو این که مظلوم هستن که شکی نیست،ولی برای قسمت دوم میشه به جای کربلا از کلمه های دیگه ای استفاده کرد عزیزم;-)
raha
شنبه 5 شهریور 1390 11:49 ق.ظ
raha khanume gol boodama
b roozam bodo bia
kutah o amigh
شنبه 5 شهریور 1390 11:48 ق.ظ
salam dadashe bad
umadam kotaket bezanam
e chera eshtebahi shod
khejalat nemikeshi b ajit sar nemizani
key zan gerefti mese iraj mirza
bezar ye bichararo peyda konam shohar kard badbakht shod bad sheresho bezaram webet
har vaght miam inja 5-6ta posteto ba ham mikhunam jameenegarit khube b khodam rafte
پاسخ حامد : سلام
من که همیشه سر میزنم,تو خودت تند تند فرار می کنی!
الف یاس
جمعه 4 شهریور 1390 02:25 ب.ظ
خیلی جالب بود آقا....

آخر می شود دیر...من نگرفتم تو بگیر
پاسخ حامد : مرسی.
اگه فقط یک کار تو دنیا باشه که هیچ وقت برای انجامش دیر نمی شه اونم همین زن گرفتن هست.:))
بانو
چهارشنبه 2 شهریور 1390 02:36 ب.ظ
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :